تبليغاتX
کامپیوتر و سرگرمی فرفره دانلود
عبادت کردن به زيادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.

توجه: ضمن تبریک روز دانش جو(نه دانشجو) به دانش جویان عزیز(نه دانشجویان) تاکید می کنم که این مطالب در مورد دانش جویان(کسانی که جویای دانش هستند) نبوده  و تنها در مورد دانشجویان(که جلوتر بیشتر با این قشر آشنا می شوید) بوده و حاصل تجربه سه سال و نیم من در دانشگاه می باشد.

 

دانشجو یعنی گرفتن نمره به هر قیمت

دانشجو یعنی کپی کردن تمرینات

دانشجو یعنی هنر حفظ جزوه 200 صفحه ای در 24 ساعت و انتقال محفوظات به برگه امتحانی در 2 ساعت(و بعد فراموش کردن)

دانشجو یعنی تقلب و برگه عوض کردن در سر جلسه امتحان

دانشجو یعنی علافی توی راهروهای دانشکده برای....

دانشجو یعنی نوشتن .... روی در دستشویی دانشکده

دانشجو یعنی پُک های عمیق به سیگار در جلوی در دانشکده

دانشجو یعنی  خسته نباشید یک ربع مانده به آخر کلاس به استاد

دانشجو یعنی خوشحالی مفرط از تشکیل نشدن کلاس

دانشجو یعنی دانلود کردن تحقیق برای درس تاریخ اسلام

دانشجو یعنی تقلید استاد درآوردن

دانشجو یعنی فقط جزوه، فقط کتاب

دانشجو یعـ...

دانشجو!......... روزت مبارک

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 20:13  توسط ادریس  | 

سالگرد ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) رو تبریک عرض می کنم ان شاء الله تمام زوج های جوانی که زندگیشون رو تازه شروع کردن خوشبخت بشن

 امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس از ترس فقر ازدواج نكند نسبت‏به لطف خداوند بدگمان شده است. چرا كه خداوند مى‏فرمايد: اگر آنان فقير باشند خداوند از فضل و كرم خود بى نيازشان مى‏كند. من لا يحضره الفقيه، ج ۳، ص ۲۵۱

 امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه مجردى را تزويج كند و امكان ازدواج او را فراهم نمايد از كسانى است كه در قيامت‏خداوند به آنان نظر لطف مى‏كند. وسائل الشيعه، ج ۲۰، ص ۴۵

 امام كاظم عليه السلام فرمود: سه دسته در روز قيامت، روزى كه سايه و پناهى جزء سايه خداوند نيست، در سايه و پناه خدا هستند: ۱-مردى كه زمينه ازدواج برادر مسلمانش را آماده نمايد. 2۲- مردى كه (به برادر مسلمانش خدمت كند.) ۳-كسى كه سر برادر مسلمانش را بپوشاند. وسائل الشيعه، ج ۲۰، ص ۴۶

 از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده است: هر كه با زنى به خاطر مالش ازدواج كند، خداوند او را به مال وى واگذار مى‏كند، و هر كه با او به خاطر جمال و زيبائى‏اش ازدواج نمايد، در او چيزى را كه خوشايند او نيست، خواهد ديد، و هر كه با وى به خاطر دينش ازدواج كند، خداوند تمامى اين مزايا را براى او جمع مى‏كند. وسائل الشيعه، ج ۱۴، ص ۳۱

 كسى از امام صادق عليه السلام سؤال كرد: من مى‏خواهم با زنى ازدواج كنم ولى پدر و مادرم مايلند با ديگرى ازدواج كنم. امام عليه السلام فرمود: با زنى كه خودت مايل هستى ازدواج كن، و زنى را كه پدر و مادرت [بدون رضايت تو] انتخاب كرده‏اند، رها كن. تهذيب، الاحكام، ج ۷، ص ۳۹۲

 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: هيچ يك از شما زنى را كه ديگرى خواستگارى مى‏كند، خواستگارى نكند. [تا اينكه با او ازدواج كند و يا اينكه منصرف شود. اگر منصرف شد خواستگاريش بلامانع است.] صحيح مسلم، ج ۲، ص ۱۰۳۴، ح ۵۶

 امام صادق عليه السلام فرمود: از بركات زن كمى مهريه اوست. من لا يحضره الفقيه، ج ۳، ص ۲۵۴

 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: اگر تمام چيزهايى كه در روى زمين از طلا و نقره وجود دارد و زن آنها را به خانه شوهرش بياورد. آنگاه يك روز از روزها بر سر شوهرش منت‏بگذارد و بگويد تو كيستى؟ اين اموال مال من است. در اين صورت اجر و عمل زن از بين مى‏رود اگر چه از عابدترين مردم باشد. مگر اينكه توبه كند و برگردد و از شوهرش عذرخواهى كند. مكارم الاخلاق، باب ۸، ص ۲۰۲

 امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه مهريه‏اى (براى زن قرار دهد) و قصدش اين باشد كه به او ندهد او همانند دزد است. فروع كافى، ج ۵، ص، ۳۸۳.


کلمات کلیدی: احادیثی از امامان در مورد ازدواج - جملات زیبا در مورد ازدواج -  احادیث  در مورد ازدواج

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 6:12  توسط ادریس  | 

در خرابات مـــغان نور خـــــــدا می بینم

این عجب بین که چه نوری زکجا می بینم

جلوه برمن مفروش ای ملک الحاج که تو

*

خانه می بینی و من خانـه خدا می بینم

خواهـم از زلف بتان نافه گشایی کـردن

*

فـــکر دورست، همانا کـه خطا می بینم

سـوز دل،اشک روان،آه سحر،ناله شب

*

این همـــه از نظــر لطف شما می بینـم

هر دم از روی تو نقشــی زندم راه خیال

*

باکه گویم که دراین پرده چه ها می بینم

کس ندیدست ز مشک ختن و نافه چین

*

آنچه من هـــر سحر از باد صـبا می بینم

دوسـتان، عیب نظــربازی  حافظ مکنیــد

*

کـــــه من او را ز محـــبان شما می بینم

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 15:36  توسط ادریس  | 

این ارائه من برای درس هوش مصنوعی بود. امیدوارم برای کسانی که دنبال این مطلب هستن مفید باشه. سعی شده این الگوریتم بصورت ساده و به همراه مثال عملی ( مسئله ۸ وزیر ) توضیح داده بشه.

حجم: ۴۳۴ کیلو بایت

فرمت: pps(فشرده شده بصورت zip) - (فایل های pps با پاور پوینت باز میشن)

دانلود

یا

دانلود

اگه کسی توضیحی خواست در بخش نظرات بگه.

تذکر: یکی از عکس های داخل اسلاید یه ایراد کوچولو داره. مراقب باشین!

لینک ها تصحیح شد.


کلمات کلیدی: الگوریتم ژنتیک - Genetic Algorithm - هوش مصنوعی - مسئله 8 وزیر - مسئله هشت وزیر
+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 12:45  توسط ادریس  | 

يك‌ مشت‌ دانه‌ گندم، توي‌ پارچه‌اي‌ نمناك‌ خيس‌ خوردند؛ جوانه‌ زدند و سبز شدند. كمي‌ كه‌ بالا آمدند، دورشان‌ را روباني‌ قرمز گرفت‌ و همسايه‌ سكه‌ و سيب‌ شدند.بشقاب‌ سبزه‌ آبروي‌ سفره‌ هفت‌سين‌ بود. دانه‌هاي‌ گندم‌ خوشحال‌ بودند و خيالشان‌ پر بود از رقص‌ گندم‌زارهاي‌ طلايي. آنها به‌ پايان‌ قصه‌ فكر مي‌كردند؛ به‌ قرص‌ ناني‌ در سفره‌ و اشتياق‌ دستي‌ كه‌ آن‌ را مي‌چيند. نان‌ شدن‌ بزرگترين‌ آرزوي‌ هر دانه‌ گندم‌ است.
اما برگ‌هاي‌ تقويم‌ تند و تند ورق‌ خورد و سيزدهمين‌ برگ‌ پايان‌ دانه‌هاي‌ گندم‌ بود.
روبان‌ قرمز پاره‌ شد و دستي‌ دانه‌هاي‌ گندم‌ را از مزرعه‌ كوچكشان‌ جدا كرد. روياي‌ نان‌ و گندم‌ تكه‌تكه‌ شد. و اين‌ آخر قصه‌ بود.
دانه‌ها دلخور بودند، از قصه‌اي‌ كه‌ خدا برايشان‌ نوشته‌ بود.
پس‌ به‌ خدا گفتند: اين‌ قصه‌اي‌ نبود كه‌ دوستش‌ داشتيم، اين‌ قصه‌ ناتمام‌ است‌ و نان‌ ندارد.
خدا گفت: قصه‌ شما كوتاه‌ بود، اما ناتمام‌ نبود. قصه‌ شما، قصه‌ جوانه‌ زدن‌ بود و روييدن. قصه‌ سبزي، قصه‌اي‌ كه‌ براي‌ فهميدنش‌ عمري‌ بايد زيست.
قصه‌ شما، قصه‌ زندگي‌ بود و كوتاهي‌اش، رسالتتان‌ گفتن‌ همين‌ بود.
خدا گفت: قصه‌ شما اگرچه‌ نان‌ نداشت، اما زيبا بود، به‌ زيبايي‌ نان.


منبع: http://p30city.net/showthread.php?t=4699

با تشکر از دوست خوبم، آقا کوروش(ادمین سایت p30city.net)

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 15:51  توسط ادریس  | 

 


 

گل‌ آفتابگردان‌ رو به‌ نور مي‌چرخد و آدمي‌ رو به‌ خدا. ما همه‌ آفتابگردانيم.

اگر آفتابگردان‌ به‌ خاك‌ خيره‌ شود و به‌ تيرگي، ديگر آفتابگردان‌ نيست.

آفتابگردان‌ كاشف‌ معدن‌ صبح‌ است‌ و با سياهي‌ نسبت‌ ندارد.


اينها را گل‌ آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت‌ و من‌ تماشايش‌ مي‌كردم‌ كه‌ خورشيد كوچكي‌ بود در زمين‌

و هر گلبرگش‌ شعله‌اي‌ بود و دايره‌اي‌ داغ‌ در دلش‌ مي‌سوخت.


آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت: وقتي‌ دهقان‌ بذر آفتابگردان‌ را مي‌كارد،

مطمئن‌ است‌ كه‌ او خورشيد را پيدا خواهد كرد.


آفتابگردان‌ هيچ‌ وقت‌ چيزي‌ را با خورشيد اشتباه‌ نمي‌گيرد؛

اما انسان‌ همه‌ چيز را با خدا اشتباه‌ مي‌گيرد.


آفتابگردان‌ راهش‌ را بلد است‌ و كارش‌ را مي‌داند.

او جز دوست‌ داشتن‌ آفتاب‌ و فهميدن‌ خورشيد، كاري‌ ندارد.

او همه‌ زندگي‌اش‌ را وقف‌ نور مي‌كند، در نور به‌ دنيا مي‌آيد و در نور مي‌ميرد.

نور مي‌خورد و نور مي‌زايد.


دلخوشي‌ آفتابگردان‌ تنها آفتاب‌ است. آفتابگردان‌ با آفتاب‌ آميخته‌ است‌ و انسان‌ با خدا.

بدون‌ آفتاب، آفتابگردان‌ مي‌ميرد؛ بدون‌ خدا، انسان.


آفتابگردان‌ گفت:

روزي‌ كه‌ آفتابگردان‌ به‌ آفتاب‌ بپيوندد، ديگر آفتابگرداني‌ نخواهد ماند و

روزي‌ كه‌ تو به‌ خدا برسي، ديگر «تويي» نمي‌ماند. و گفت‌ من‌ فاصله‌هايم‌ را با نور پر مي‌كنم،

تو فاصله‌ها را چگونه‌ پُر مي‌كني؟ آفتابگردان‌ اين‌ را گفت‌ و خاموش‌ شد.


گفت‌وگوي‌ من‌ و آفتابگردان‌ ناتمام‌ ماند. زيرا كه‌ او در آفتاب‌ غرق‌ شده‌ بود.


جلو رفتم‌ بوييدمش، بوي‌ خورشيد مي‌داد. تب‌ داشت‌ و عاشق‌ بود.

خداحافظي‌ كردم، داشتم‌ مي‌رفتم‌ كه‌ نسيمي‌ رد شد و

گفت: نام‌ آفتابگردان‌ همه‌ را به‌ ياد آفتاب‌ مي‌اندازد،

نام‌ انسان‌ آيا كسي‌ را به‌ ياد خدا خواهد انداخت؟

 


آن‌ وقت‌ بود كه‌ شرمنده‌ از خدا رو به‌ آفتاب‌ گريستم...

 


 

منبع: وبلاگ سکوت تنهایی 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 12:26  توسط ادریس  | 

غروب     غروب     غروب

غروب - خیلی دلگیره     غروب     غروب

غروب     غروب     طلوع


تمام عکس ها رو خودم با موبایل(دوربین ۲ مگاپیکسل) گرفتم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 12:44  توسط ادریس  | 

غروب
+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 7:46  توسط ادریس  | 

 
فرفره دانلود