تبليغاتX
کامپیوتر و سرگرمی فرفره دانلود
عبادت کردن به زيادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.

دوستی را که چشم انتخاب کند ممکن است محبوب دل نشود ولی آنرا که دل انتخاب کند بی گمان نور چشم خواهد شد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 17:5  توسط ادریس  | 

این پست درباره بازیه. همون بازیایی که بچه ها انجام میدن ولی یه کم پیشرفته تر. نظریه بازی ها یکی از شاخه های نسبتاً جدید در ریاضیاته. اصول کلی اون چیزای پیچیده ای نیستن و در واقع بر مبنای همون بازی هایی هستن که خیلی از ما ها میشناسیم مثل: سنگ - کاغذ - قیچی ، شطرنج و ...

شاید خنده دار و عجیب باشه که بدونین امروزه این نظریه چه کاربردایی داره. فقط تعجب نکنین! امروزه نظریه بازی ها در اقتصاد، روابط دیپلماتیک بین الملل، اخذ تصمیمات مهم در حوزه امنیتی و نظامی و ... کاربرد داره. برای آشنایی بیشتر با این مقوله میتونین فایل زیر رو دانلود کنین.( علاقه مندان به فیلم "یک ذهن زیبا" حتماً دانلود کنن)

ما در زندگی بازی های بسیاری انجام می دهیم. خواه برای سرگرمی و کودکانه، خواه برای سوداگری و سودآوری یا حتی عاشقانه

http://shooan.blogfa.com/

 

حجم: ۳۲۹ کیلو بایت

فرمت: PDF (فارسی)

دانلود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 9:39  توسط ادریس  | 

من یه شکلات گذاشتم توی دستش

اون یه شکلات گذاشت توی دستم

من یه بچه بودم؛ اونم یه بچه بود

سرم رو بالا کردم ؛ سرش رو بالا کرد

دید که منو میشناسه !

خندیدم ...

گفت "دوستیم؟!        گفتم " دوست دوست "

گفت " تا کجا؟!

گفتم " دوستی که تا نداره ...

گفت " تا مرگ!

خندیدم و گفتم " من که گفتم تا نداره "

گفت " باشه ، تا بعد از مرگ!

گفتم " نه ، نه، نه! تا نداره "

گفت " قبول، تا اونجا که همه دوباره زنده میشیم ... یعنی زندگی بعد از مرگ... باز

هم با هم دوستیم...! تا بهشت... ! تا جهنم... ! تا هر جا که باشه من و تو با هم

دوستیم ...

خندیدم و گفتم " تو براش تا هر جا که دلت می خواد تا بذار ... اصلا" یه تا بکش از

این سر دنیا تا اون دنیا ، اما من اصلا" تا نمیذارم "

نگاهم کرد ؛ نگاهش کردم

باور نمی کرد ، می دونستم !

اون می خواست حتما" دوستی مون تا داشته باشه ! دوستی بدون تا رو نمی فهمید...!!!

گفت " بیا برای دوستی مون یه نشونه بذاریم "

گفتم " باشه ، تو بذار "       گفت " شکلات !!! 

هر بار که هم دیگه رو می بینیم یه شکلات مال تو ، یکی مال من ... ! باشه ...؟!

گفتم " باشه "

هر بار یه شکلات میذاشتم توی دستش ...

اون هم یه شکلات میذاشت توی دست من...

باز همدیگه رو نگاه می کردیم ...! یعنی که دوستیم .... دوست دوست

من تند تند شکلاتم رو باز می کردم و میذاشتم توی دهنم و تند تند اونو می مکیدم

می گفت " شکمو ! تو دوست شکمویی هستی !

و شکلاتش رو میذاشت توی یه صندوق کوچولوی قشنگ ...!

می گفتم " بخورش!

می گفت " تموم میشه ...! می خوام تموم نشه ...! برای همیشه بمونه...!

صندوقش پر از شکلات شده بود ...! هیچ کدومش رو نمی خورد...!

من همش رو خورده بودم !!!!!

گفنم " اگه یه روز مورچه ها بخورن یا کرم ها ، اون وقت چی کار می کنی؟ "

گفت " مواظبشون هستم "

می گفت " می خوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم "

و من شکلات میذاشتم توی دهنم و می گفتم " نه، نه ! تا نداره ... !دوستی تا نداره "

یه سال... دو سال... چهار سال ....هشت سال... ده سال و بیست سال شده !!!!!

اون بزرگ شده ؛ من بزرگ شدم ...

من همه ی شکلاتام و خوردم ....!    اون همه ی شکلات هاشو نگه داشته ....!!!

اون امشب امده که خدا حافظی کنه ! میخواد بره ..!!!!   بره اون دور دورااااااا

میگه " میرم ، اما زود بر می گردم "

من می دونم ، میره و بر نمی گرده !!

یادش رفت به من شکلات بده ... من یادم نرفت !

یه شکلات گذاشتم کف دستش ...

گفنم " این برای خوردن "           یه شکلات هم گذاشتم کف اون دستش ... 

    گفتم " این هم  آخرین شکلات برای صندوق کوچیکت "

هر دو رو خورد !     خندیدم ...!

می دونستم دوستی من تا نداره

می دونستم دوستی اون تا داره

                                    "مثل همیشه "

خوب شد همه رو خوردم
اما اون هيچ کدوم رو نخورده
حالا با يک صندوقچه پر از شکلاتهاي نخورده چي کار ميکنه؟

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 16:59  توسط ادریس  | 

                            ...

زمانه ای می آید که شکیبایی در دین به این ماند که شعله ای در دست گرفته باشی

پیامبر اکرم(ص) - مستدرک الوسایل

 


 

خیلی دوست دارم  این وبلاگو ببندم(فعلاً رو به خاطر یه همچین روزی گذاشتم-گرچه روش خط کشیده بودم-) ولی حیف؛ بعضی وقتا آدم فقط متعلق به خودش نیست. اون وقته که دیگه ... بی خیال. می خواستم مطلب دیگه ای بذارم و لی در آخرین لحظات نظرم عوض شد. معمولاً آدمای با ایمان(در ظاهر و نه در عمق وجود) در شرایط سخت و دشواری از خدا نا امید میشن، برعکس آدمای بی ایمان تو شرایط سخته که به خدا رو میارن. نمی دونم این قصه رو شنیدین یا نه:

یه کوهنوردی به تنهایی برای فتح یه قله راهی میشه. تو ارتفاعات گیر برف و کولاک میفته. ناگهان سر می خوره و از اون جایی که یه سری جاها طنابی رو که دور خودش پیچیده بوده به اونا محکم کرده تو حالت پاندول بین زمین و آسمون میمونه. چشمش به خاطر کولاک زیاد هیچ جا رو نمی بینه. توانایی بالا رفتن رو هم نداره. از خدا کمک می خواد. خدا بهش میگه: "طناب رو ول کن" اما کوهنورد که تنها امیدش به اون طناب هست این کار رو نمیکنه .................................................................................................................................

...........................................................................................................................................

فردا یه گروه کوهنوردی جسد یخ زده یه کوهنورد رو که محکم یه طناب رو گرفته در حالی پیدا میکنه که در ارتفاع یک متری زمین بوده.

 

شما اگه جای اون کوهنورد بودین چکار می کردین؟ تو سرما، بدون هیچ امیدی...حاضرید تنها چیزی رو که بهش امید دارید ول کنید چون خدا بهتون میگه؟ شاید اون کوهنورد یه روز که توی خونش کنار شومینه بوده و احتمالاً داشته انجیل می خونده به خداش گفته که خیلی دوست دارم و فکرشو نمی کرده که یه روزی که زندگیش به یه بند، بند میشه حرف خدا رو زمین بزنه...

 

همیشه حکمت الهی مث یه معما بوده. اینکه یه سری اتفاقا باید بیفته بدون اینکه علتش مشخص باشه یه کم آزار دهندس، مخصوصاً برای کسانی که همینطوری الکی یه چیزی رو قبول نمی کنن. از همه بدتر تشخیص اینکه چه چیزی حکمت الهی هست و چه چیزی نتیجه حاصل از رفتار خودمونه وضع رو بغرنج تر میکنه ؛ باید بهش تن داد(حکمت الهی) یا باهاش مبارزه کرد(اشتباهات خودمون)؟؟ تازه وضع از این بدتر هم میشه؛ وقتی که نمی دونی مشکلی که پیش اومده امتحان خداس یا عذابش. گرچه حداقل مزیتش اینه که مستقل از اینکه عذاب باشه یا امتحان باید کار درست رو انجام بدی. آدما تو شرایط عادی خدا رو دوست دارن. می پرستنش اما وقتی شرایط سخت پیش میاد واقعیتا معلوم میشه. مشخص میشه کیا مرد میدون هستن. کیا جا نمی زنن، با مشکلات مبارزه میکنن و تا آخرش هستن.

 


 

در ضمن نظرات از حالت تاییدی دراومده

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 8:50  توسط ادریس  | 

 
فرفره دانلود